ميرزا حسن حسينى فسايى
713
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
در بيست و دويم ماه شوال اين سال [ 1230 ] « 1 » : عرصه طهران از فيض قدوم خاقان زمان قرين روضات جنان آمد . و در اواسط ماه ربيع اول اين سال [ 1230 ] « 2 » : كه عرصه كوه و هامون پر از برف گشت ، موكب همايون به عزم شكار مسيله كه از گرمسيرات قم است از طهران حركت فرمود ، پس از فراغت از شكار آهو ، در قهستان قم و ساير البلوك ، نزول اجلال فرمود . و در دوازدهم ماه ربيع دويم اين سال : [ 1230 ] « 3 » عود به طهران نمود . و عيد نوروز سنه سيچقانئيل در شب بيست و يكم ماه ربيع دويم سال 1231 « 4 » اتفاق افتاد و موكب و الا در روز هفتم ماه رجب اين سال « 5 » ، از دار الخلافه طهران به عزم چمن سلطانيه ، نهضت فرمود و بعد از ورود آن شاهنشاه ، شاهزادگان عظام ، نواب وليعهد نايب السلطنه حضرت عباس ميرزا و نواب قوام الخلافه محمد على ميرزا از آذربايجان و كرمانشاهان ، وارد چمن سلطانيه شدند و از وفور عنايات شاهانه سربلند گرديدند و چون هواى چمن سلطانيه روى به سردى نمود ، موكب و الا ، نهضت فرموده ، در اواخر ماه شوال به دار الخلافه طهران نزول اجلال فرمود و چنان كه در وقايع سال 1229 نگاشته شد حاجى ميرزا - ابو الحسن خان شيرازى به سفارت دولت روس مأمور گرديد و در همهجا ، از همه كس انواع احترامات لايقه را ديد و چون وارد پطرزپورغ پايتخت دولت روس گرديد « 5 » ، ايمپراطور « 6 » حاضر نبود ، او را در باغ خارج شهر منزل دادند و مدتى توقف نمود تا آنكه حضرت ايمپراطور با نيل مقصود كه اضمحلال ناپليون ايمپراطور فرانسه بود عود به پطرزبورغ نمود و بعد از چندين مجلس كه حاجى ميرزا ابو الحسن خان را خواست و با او از در محبت سخن گفت در مجلس آخر او را طلبيد و بالصراحه گفت كه بلاد ارمنستان و گرجستان و قراباغ را ما به جنگ نگرفتيم بلكه اهالى آنها به رغبت تمام خود را به ما سپردند و مروت اقتضا نمىكند كه آنها را از خود مأيوس داشته به شما بسپاريم و آخر سخن همين است و بس « 7 » ، در باب گنجه و شيروان و طالش مضايقتى نيست ولى بايد ايلچى مختار ما كه سردار جديد گرجستان است ، رفته ، بداند كه رضاى اهالى آن سامان بر چيست ، پس الكسندر يرملوف « 8 » كه اميرى از امراى دولت روسيه بود به لقب ايلچى مختار ايران و منصب سردارى مملكت قفقاز سرافراز گرديد و هداياى بيشمار به او سپردند و با حاجى ميرزا ابو الحسن خان ايلچى بزرگ ايران روانه نمودند و بعد از ورود به تفليس ، مدتى براى نظم آن ولايت توقف نمود و سه نفر از اعيان ، همراهان خود را براى اعلام مأموريت خود به مصاحبت حاجى ميرزا ابو الحسن خان ، روانه دربار شهريار تاجدار نمود كه در اواسط بهار ، قرار حركت او از تفليس و ورود به آستان معدلت تأسيس خواهد بود و بعد از ورود حاجى ميرزا
--> ( 1 ) . برابر با 27 سپتامبر 1815 . ( 2 ) . حدود اواخر فوريه 1815 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 519 . ( 4 ) . برابر با 21 مارس 1816 . ( 5 ) . برابر با 3 ژوئن 1816 . ( 6 ) . روضة الصفا ، ج 9 ، ص 533 ، نام او را ( الكسندر باوليج ) آورده است . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 535 . ( 8 ) . Alexander yermelv